شراب تلخ می‌خواهم ... .

شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش...

شهریار

از زندگانیم گله دارد جوانیم                      شرمنده ی جوانی از این زندگانیم

دارم هوای صحبت یاران رفته را              یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم

گوش زمین به ناله ی من نیست آشنا           من طایر شکسته پر آسمانیم

گیرم که آب و دانه دریغم نداشتند               چون می کنم با غم بی همزبانیم

گفتی که آتشم بنشانی ولی چه سود              برخاستی که بر سر آتش نشانیم

شمعم گریست زار به بالین که شهریار        من نیز چون تو همدم سوز نهانیم

/ 1 نظر / 8 بازدید
حمید چمنی از طرف محمد صبوری

از پیرزنه میپرسن نظرتون در باره ازدواج موقت چیه ؟؟؟ میگه : خیلی خوبه فقط یا وقتشو بیشتر بکنن ، یا تو وقتش بیشتر بکنن، یا بیشتر از وقتش بکنن ، یا وقت و بی وقت بکنن ، یا بی توجه به وقت بکنن لره میره خواستگاری میگن چیزی هم داری؟؟؟ میگه آره الان در بیارم یا شب عروسی؟؟؟ ترکه وقت مردن به زنش گفت وقتی من مردم فقط با مش قربون ازدواج کن ...زنش گفت چرا؟؟؟ گفت چند سال پیش یه خر پیر بهم انداخت میخوام تلافی کنم غسل ترتیبی چیست؟؟ غسلی است که وقتی ترتیب کسی را میدهیم بر ما واجب میشود لره قرص ضد بارداری میبینه میگه خوش به حال خانوما ، چقدر قرصاشون کوچیکه ..قرص جلوگیری مردها هم بزرگتره هم مزه لاستیک میده واجبی چیست؟؟ پودریست باستانی که در عرض 5 دقیقه باغستانی را به بیابانی برهوت ولی بسیار دلربا تبدیل نموده و انسان را وادار نموده که بر آن بوسه زده در آن چاه بکند و تلمبه بزند پیرزنه داشت میداد بهش گفتن ننه زشته سنی ازت گذشته چرا اینکارو میکنی؟؟؟ گفت ننه بخاطر کیف کردنش نیست ، میخوام سوراخش کور نشه دستاورد جدید علمی : یک روانشناس قزوینی موفق به تجاوز به کودک درون خود شد تبلیغ یک کبابی در ل