پایه‌های کیش زرتشت

زرتشت هیچ گاه شایسته ندید خدایی را ستایش کند که پاره‌خوار (رشوه ستان) باشد و در روی زمین دستگاه سوداگری به راه بیاندازد و در برابر آن‌ها بخشش‌هایی از بهشت را به آفریدگان خود ببخشد.

آفرید گار او داد و ستد گر و فروشنده و خریدار نیست و نیازی به چاپلوسی بندگان خود ندارد. پروردگار زرتشت اندیشه ساز و رهنمای آفریده ‌گان خود برای برپایی یک زند گی نیک و سرشار از مهر و مهرورزی است. پس به همین انگیزه زرتشت پایه و بن‌مایه آئین خود را بر اندیشه نیک، گفتار نیک (راستگویی) و کردار نیک نهاده است. و نیز باید دانست که چون هر کسی در این کیش باید با آزادی کامل به دستیاری اندیشه نیک خود، راه نیک را انتخاب کند و چون فرهنگ و خرد انسان بخش بیشتر اندیشه نیک را در بر می‌گیرد، از این رو پیروان این کیش باید در آموزش دانش و فرهنگ زمان خود از هم پیشی گیرند. و بدین ترتیب فلسفه و کیش زرتشت پیوسته پیشرو و پویا بوده و در گذشت زمان دچار واپسگرایی و عقب افتاد گی نخواهد شد.

فروهر

یکی ازسمبل‌های کیش زرتشت فروهراست، که بگونه فشرده می‌ توان گفت فروهر روان آدمی است که پیش از زاده شدن وجود داشته و پس از در گذشتن هم باز خواهد ماند و نباید جایگزین آفریدگارو یا اهورامزدا گردد.

گروهی از نویسندگان گویا نمی ‌خواستند بپذ یرند که زرتشت بر خلاف بیشتر ادیان برای آفریدگار سیما و پیکری نیا ند یشید و درهیچ بخشی از گات‌ها از چهره اهورامزدا اسمی نبرده است.

گاتاها سرود چهارم (31)   بند 8  می ‌گوید:

“ای مزدا هنگامی که تو را با نیروی خرد و اندیشه ژرف جستجو کردم

 و با دیده خرد به تو نگریستم دریافتم

 که تویی سرآغاز و سرانجام همه چیز،

 تویی سرچشمه خرد و اندیشه

 و تویی آفریننده راستی و پاکی و داور و دادگر همه کردار مردمان”

گروهی از نویسندگان برای خرسندی و برآوردن آرزوی خود، به کیش زرتشت تهمت بت پرستی می‌ بندند و برای این کارازسنگ نبشته‌های یک پادشاه دوره ساسانی که پیش از هزار سال پس از زرتشت زندگی می‌کرده شاهد می‌آورند. باید اینگونه نویسندگان ناآگاه را به نوشته هرودت تاریخ نویس یونانی که در حدود پانصد سال پیش از میلاد می‌زیسته، رهنمون شد. هردوت در کتاب اول خود در بخش 131 می‌نویسد:

“در ایران بت سازی و ساختن نیایشگاه و خانه خدا ناشایست بوده و کسانی که این کار را می‌کردند از دید آن‌ها مردمی نادان به شمار می ‌آمدند. بنا به اندیشه من ایرانیان برخلاف یونانی‌ها به بت‌ها دلبستگی نداشتند.”

چون در پیکر فروهر دو نیروی “سپنتا مینو” که نیروی نیکی و “انکره مینو” که نیروی بدی است کنده کاری شده است گویا از آنها چنین برداشت کرده‌اند که این اهورامزدا است که با انکره مینو در جنگ می ‌باشد. روشن است که چنین برداشت نادرست که پایه فلسفه “زروان” می‌باشد هیچ وابستگی به فلسفه و اندیشه زرتشت ندارد و به آن آسیب می‌رساند. این همانند آن است که ناآگاهان در نوشته‌های خود پورسینا (ابوعلی سینا) را یک دانشمند تازی میشناسانند، همان گونه که بیشتر آن‌ها از کندن آبراهه سوئز (کانال سوئز) به فرمان داریوش بزرگ دم فرو بسته و نمی‌خواهند بپذ یرند که اندیشه ایرانی در دانش و فلسفه از چنان توانمندی والایی برخوردار بوده است.

"داریوش شاه میگوید: من ایرانی هستم، از مملکت ایران سرزمین مصر را تصرف کردم.

من دستور دادم که این کانال را ، از رود نیل که در مصر جاری است به دریایی که به جهت ایران است  حفر کنند.

همانگونه که دستور دادم این کانال حفر شد که تا کشتیها مابین ایران و مصر در حرکت باشند."  

در بخش بعدی خواهید خواند:

شرح سیمای فروهر

/ 0 نظر / 9 بازدید