مهندسی حمل و نقل
 
قالب وبلاگ

 

دو پدیده را مردم عوام نمی توانند از هم سوا کنند یکی شور مذهبی است یکی شعور مذهبی. که این دو ربطی به هم ندارند آن کسی که شور مذهبی دارد خیال می کند که شعور مذهبی هم دارد

از این حاشیه مصنوعی بی مغز آلوده دورباش با همه چیز در آمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش.

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم... اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم... اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم... اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم.

وقتی که بچه بودم هر شب دعا میکردم که خدا یک دوچرخه به من بدهد. بعد فهمیدم که اینطوری فایده ندارد. پس یک دوچرخه دزدیدم و دعا کردم که خدایا مرا ببخش!

هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن

در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستشان داریم و در آشکار از آنانی که دوستمان دارند غافلیم شاید این است دلیل تنهاییمان

من در کشوری زندگی می کنم که زبانش پارسی است ، اما به آن فارسی می گویند چون عربی "پ "ندارد

از رقصیدن دختر های هندی بیشتر از نماز پدر و مادرم لذت میبرم ؛ چون آنها کارشان را از روی عشق انجام میدهند ، ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز میخوانند !

 آن زمان که دوستمان می داشتند،دوستشان نداشتیم ! آن زمان که قدرمان را می دانستند، قدرشان را ندانستیم !وآن زمان که مارا گرامی می داشتند،گرامیشان نداشتیم! و حال که به قدر و ارزششان پی بردیم: آنها هستند که مارا ترک خواهند گفت! زیرا کاسه ی صبر، هرچقدر هم که بزرگ باشد، سرانچام روزی لبریز خواهد شد....!

دکترشریعتی انسانها رابه چهار گروه زیرتقسیم کرده است: 

دسته اول : آنانی که وقتی هستند هستند ، وقتی که نیستند هم نیستند ، عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.


دسته دوم : آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هم نیستند، مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.

دسته سوم : آنانی که وقتی هستند هستند ، وقتی که نیستند هم هستند آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته چهارم : آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند ، شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد. 

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم

چتر نداشتیم

خندیدیم
دویدیم
و
به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم

دومین روز بارانی چطور؟

پیش بینی اش کرده بودی

چتر آورده بودی

و من غافلگیر شدم

سعی می کردی من خیس نشوم

و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود

و سومین روز چطور؟

گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری

چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد

و

چند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری؟

که با یک چتر اضافه آمدی

و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم

تنها برو

همه برایم دست تکان دادند، اما کم بودند دست هایی که تکانم دادند

[ ۱۳٩۱/۳/۳ ] [ ٤:٢۱ ‎ب.ظ ] [ محمد امین صلاحی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

اینجانب احسان محمدی دانشجوی رشته حمل و نقل و ترافیک شهری به وبلاگم خوش آمدید.
صفحات دیگر
امکانات وب








  • بازیچه
  • بک لینک
  • کارت شارژ همراه اول